شرکت نشر مژدک
بر پايه پاژنامه مَزْدَك، به پهلوىِ ساسانى مُژْدَكْ (مُژده كوچك)، براى نشرِ خود نشانى ساختهايم كه چهرهى از خواستها و ازينرو، گوياى آرمانِ گردانندگانِ نشرِ مژدك است؛ آرى :
« هر چيز كه در جُستنِ آنى ، آنى »
در ميانِ اين نشان خورشيدبانو، همانا نُمادِ مِهر و روشنگرى آمده است كه بازسازي جايگاهِ راستينِ زن در مردُمستان (جامعه) را نيز خواهان است.
بر فرازِ اين نشان، گُفتارى از على (ع) آمده كه راهنماىِ خودشناسى ، همانا راه كِردارِ دانشپژوهانه است :
« بنده آنم كه مرا واژهاى آموزد »
آرى ، ' پايه هر كس به اندازه دانش اوست ، و نادانان دانشمندان را دشمن گيرند . به دانش زندگانىِ جاودانى به دست كُن ، چه ديگر مردمان مُردگانند و زندگانى، مردمِ دانش راست.'
بنابر اين به گفته فردوسى :
چو گويى كه وامِ خِرَد توختم همه هرچه بايست آموختم
يكى نغز بازى كند روزگار كه بنشاندش پيش آموزگار
آموزگارى كه روشن سازدش :
« همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزادهاند »
«بزرگمهر»
ازينرو :
هر آنگه كه گويى رسيدم به جاى نبايد ز گيتى مرا رهنماى
چنان دان كه نادانترين كس تويى اگر پند دانندگان نشونى
«فردوسى»
آرى، دانش آدمى را به فرازگاهِ خودشناسى و بنابراين ، به خودبودگى كه جانمايه شناختىِ آن، خودآگاهىِ طبقاتى است ، رهنمون است ؛ ازيرا ، همچنين فراخوانِ طالسِ ملطى را كه به سقراط بستهاند، همانا :
«خود را بشناس»
را كه بر كتيبه معبد يوناني آپولون در دلف نگاشته بودهاند، رهنمونِ كارهاى نشر مژدك مىدانيم ، اميد است بر پايه اين آموزشهاى رهايى بخش ، بُنآموزه آدمانگي ،
«كِردارِ نيك ، پِندارِ نيك ، گُفتارِ نيك»
را به كار بريم و از اين جهان كه به گفته سنايى «خاكدانِ پُر از گُرگ» گشته ، با خودسازى از نو آدمى و عالمى بسازيم كه بر پايه ويژداري (مالكيتِ خصوصى) نباشد، كه بازسازىاش در گروِ خوشبختىِ مُشتى و بدبختىِ ديگران است .
آرى :
ز آز و فزونى به يك سو شويم به ناداني خويش خستو شويم
مگر بَهرِ ما زين سراى سپنج نباشد همى كين و نفرين و رنج
«فردوسى»